|
مقدمه |

مقدمه
هنگامى كه پل ترنر (Paul Turner) تهيه كننده معروف استراليايى در طى برنامهاى ماهوارهاى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى كه فردا را پيشبينى مىكند. خطر روزافزون ايران وانقلاب اسلامى ايران براى غرب و تمدن غربى مطرح كرد و در طى اين برنامه تمام آنچه را كه نوسترآداموس در بيش از 390 سال پيش از آن تاريخ «آگوست 1989م» پيشگوئى كرده بود منتسب به ايران كرد؛ هيچ سياستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا كه موقعيت ايران در سال 1989، نه تنها به هيچ وجه مناسب نبود؛ بلكه به واسطه جنگ تحميلى و عواقب ناشى از آن و تحريمهاى شديد اقتصادى بسيار شكننده و حساس بود. ليكن پس از به واقعيت پيوستن واقعه يازدهم سپتامبر در آمريكا كه اتفاقاً در فيلم به صراحت به آن اشاره مىشود (وقوع دو انفجار مهيب و عظيم در New City) همگان شگفتزده و نگران شدند؛ به نحوى كه رئيسجمهور نه چندان باهوش آمريكا، پس از وقوع اين حادثه به تبعيت از نوسترآداموس، ايران را هم يكى از «محورهاى شرارت» در جهان معرفى كرد و از اين طريق بر وحشت و ترس عميق هيأت حاكمه آمريكا از ايران (پرشيا) صحّه گذاشت.
***ادامه مطلب را حتما مطالعه فرمایید***
ادامه مطلب...

در سریال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى کند، با وى به مخالفت برمى خیزد و در نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (که گذرموسى (ع) از رود نیل را تداعى مى کند) به سرزمین خالى از سکنه (!) پدرانش یعنى چوسان قدیم (ارض موعود) وارد مى کند.
چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» یعنى خورشید یهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود که خورشید در تورات، نماد ارض موعود یا سرزمین مادرى مى باشد! چوسان که ارض موعود شد، منجى این قوم - جومونگ - نیز راهبى یهودى مى شود (jew monk = راهب یهودى) و پایه هاى ابتدایى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان یهود) بنا مى کند. در اکثر واژه هاى کلیدى این افسانه کره اى، «جو» یا چیزى شبیه آن (که دقیقاً با همین تلفظ، در زبان لاتین به معناى یهودى است) به کار رفته است. شایان ذکر است، لازم نیست دقیقاً املاى این لغات صحیح باشد؛ چرا که در عمل هم ممکن نیست. بلکه نویسندگان این افسانه کوشیده اند از اسامى یا کلماتى بهره ببرند که بیشترین شباهت را با اسامى و مفاهیم یهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهیونیستى عناصر پشت پرده این مجموعه را در ذهن بینندگان نهادینه کند. جالب اینکه بیشتر این عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى دیگر، تغییر نکنند.
البته آنچه ذکر شد، سواى موارد متعدد نمادگرایى تصویرى صهیونیستى این سریال است. اگر نقشه چوسان قدیم که روى پوست ترسیم شده را دیده باشید فقط کافیست نقشه فرضى ارض موعود صهیونیست ها (نیل تا فرات) را قبلاً دیده باشید تا از این شباهت بى اندازه به شگفت آیید. در پس زمینه سکانس هاى مختلف این سریال با ستاره شش گوش یا تصاویر متعدد پرچم هایى داراى نقش خورشید که نماد ارض موعود صهیونیست هاست، مواجه مى شوید.
نقش «کابالا» یا عرفان و سنت شفاهى یهود و پیشگویى هایشان در این سریال غوغا مى کند. گویا قرار نیست هیچ تصمیمى بدون اذن پیشگوهاى زن این سریال انجام گیرد. لابد آنها هم حداقل یک «نوستراداموس» یا «ربى یهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و دیگر کابالیست هاى یهودى لازم دارند تا برایشان، واقعه 11 سپتامبر را پیشگویى کنند و از آینده روشن قومشان بگویند. تاکید بسیار بر مساله پیشگویى، پرده از نیتى شوم و شیطانى بر مى دارد که آن چیز جز نامگذارى دهه دوم قرن بیست و یکم به نام دهه کابالا نیست.
آنچه در این سریال و دیگر فعالیت هاى فرهنگى - رسانه اى یهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پیاده شدن مفاهیم دلخواهشان است. همان گونه که فیلم ها، سریال ها و آوازه خوانى هاى سبک متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنیسم که همان Satanism یا شیطان پرستى بود، آماده کرد.

نقش زنان در این سریال (اعم از کاراکترهاى مثبت ومنفى) انسان را به یاد پیامبران زن هفتگانه یهود یا حداقل دیگرانى چون ریوقا، ساره، یائل و ... مى اندازد. شخصیت بانو «سوسانو» بسیار شبیه «دبورا» پیامبر زن یهودى است که بنابر فصل هاى چهار و پنج کتاب شوفطیم از مجموعه عهد عتیق بر سربازان سیسرا پیروز مى گردد یا اقدامات تجارى وى «گراسیا ناسى» زن تاجر معروف یهودى و عامل اصلى نفوذ یهودیان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى کند. بانو سویا (همسرجومونگ) نیز که ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عالیه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را یاد داستان «هدسه» که بنابر فیلم صهیونیستى «یک شب با پادشاه» به زور از خانه عمویش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشایار شاه درآمد، مى اندازد.
در بررسى شخصیت هاى زن این سریال، از هدسه که با نفوذ در دربار ایران، مقدمات قتل 77000 ایرانى را فراهم کرد، بگذریم (که شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتیق آمده است)، به یاد «رکسلانه» یا «خرم سلطان» یهودى مى افتیم که با نفوذ در دربار سلیمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل ولیعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سلیم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ایران و عثمانى شد. در دیالوگ هاى این سریال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمین مادرى و تاریخى، کوچ و ... به چشم مى خورد که همگى یادآور فرازهایى از تورات است.
جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشیر فولادى، بمب هاى آتشزا و ... علیه دشمنان خود استفاده کند تا جایى که بیننده، این برترى تسلیحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند که حاصل هوشمندى و تخصص کارگزاران اوست.
دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چینى ها یا همان «هان» است که سربازهایش با پرى که روى کلاهخودهایشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نیستند. منطقى هم به نظر مى رسد. باید در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چینى هاى کمونیست در مقابل ایالات متحده که 80 درصد ثروتش در اختیار جمعیت حداکثر 6 درصدى یهودیان است، ایستاد. یکى از این راه ها، قدرت گرفتن کره به عنوان متحد آمریکا و اسراییل در حیاط خلوت چین است.
توجه بیش از حد این سریال به مقوله تجارت، بى شک براى یهودیان زرپرست، زیبنده تر است تا شینتویست ها و مائویست هاى روح گراى شرق آسیا، شاید هم صهیونیست نمى تواند قبول کند که پیروان مکتب کمونیسم (چین) امروز اینگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.
لابد کره هم به عنوان هم پیمان ایالات متحده و اسراییل با توجه بیش از حد به مقوله تجارت در این افسانه تازه ساز (!) به دنبال ایجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازیر کردن هر چه بیشتر تولیدات خود در کشورهاى هدف (مانند ایران) است؛ چرا که مناسبات اقتصادى 12 میلیارد دلارى بین ایران و کره و نیز داشتن مقام سوم صادرات به ایران، چشم طمع چشم بادامى هاى کره اى را هر چه بیشتر به سوى این مرز پرگهر جلب کرده است.
این در حالى است که نوادگان جومونگ بارها در مجامع بین المللى همداستان با آمریکا و اسراییل، فعالیت هاى صلح آمیز هسته اى ما را محکوم کرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا باید بازارمان را در اختیار کشورى بگذاریم که حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته این تنها گزاره اقتصادى - تجارى این مجموعه نیست بلکه موارد دیگرى همچون نقش شرکت گوگل در القاى تبلیغات غیر مستقیم نیز در این سریال مشهود است.
آنجا که قرار است امپراتورى نو بنیاد جومونگ «گوگورى یو» نام گیرد، بیننده را به یاد تبلیغات و شایعات گسترده مبنى بر تاسیس کشورى به نام گوگورى یو یا گوگ لند در جزیره اى G شکل «لوگوى اصلى شرکت گوگل» در اقیانوس آرام از سوى مدیران گوگل مى اندازد.
البته شاید سخت باشد اگر بگویم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است یا اینکه نرم افزار google earth هیچگاه آنگونه که پایگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص کرده پایگاه اتمى دیموناى اسراییل را به دلایل امنیتى تصویر نکرده است. نمى دانم شاید این هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!
البته با تمام تلاش و زبردستى که نویسندگان و دست اندرکاران کره اى- اسراییلى این مجموعه به خرج داده اند، هیچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصیت ها و کاراکترهاى این سریال مانند «مگول»، «یا گاک» و «ماگاک» را که از دیدگاه ترمینولوژى یا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «یاجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا که همواره در پشت این اسامى قتل و غارت، خونریزى و توحش نهفته است. البته بد نیست بدانند که مردمان این سرزمین همان صاحبان فرهنگى هستند که از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسیر این ذوالقرنین یا کوروش ایرانى بود که اسلاف و اجداد آنها یعنى یاجوج و ماجوج را از این سرزمین بیرون راند. به هر حال اگر یکى از قسمت هاى این سریال را از دست دادید، چندان نگران نباشید چون صدا و سیما آن را سه بار برایتان پخش خواهد کرد!
اشاره به اصل نجات بخشي
در يکي از کتاب هاي مقدس آن ها مي خوانيم : « زندگان و آن هايي که بوده اند و خواهند بود نجاتي خواهند جست که از سوي او مي آيد ، آن که اميد مي دهد که روان پرهيزکاران در بي مرگي نيرومند بود و آن دروندان در رنج جاودان . اين ها را مزدا اهورا به شهرياري ( =نيروي) (خويش ) آفريد » . (1)

باز مي خوانيم : کسي که در اين راه با ديوان و مردمان که به نوبه ي خود با او (= زردشت ) مخالفت مي کنند، ستيزه کرده است . يعني از آن مردمي است که به او ( = زردشت ) وفا دارند . چنين کسي يا دينش (=وجدانش ) تو را دوست ، برادر يا پدر است . اهورا مزدا سرور خانه ي ما را نجات خواهد داد » . (2)
و نيز در يکي ازکتاب هاي ديگر آنان آمده است : « ... از اين جهت سوشيانس (ناميده خواهد شد) زيرا که سراسر جهان مادي را سود خواهد داد » . (3)
و نيز در جاي ديگر مي خوانيم : « اي مزدا ! چه هنگام گاوهاي آسمان براي برقراري جهان راستي طلوع خواهند کرد؟ هدف هاي سوشيانس ها با آموزش هاي کامل تو هماهنگ است . به سوي که براي ياري دادن انديشه ي نيک بايد رفت ؟ به سوي من » . (4)
درکتاب « زند» بعد از ذکر مقابله و مبارزه ي هميشگي ايزدان و اهريمنان آمده است : « در آن هنگام فتح ، و پيروزي و نصرت ايزدان و منقرض شدن نسل اهريمنان ، عالم به سعادت اصلي خود مي رسد ، و فرزندان آدم بر صندلي سعادت و برکت خواهند نشست » . (5)
از برخي عبارات « جاماسب » در کتاب « جاماسب نامه » به نقل از زردشت استفاده مي شود که او اشاره به خروج حضرت مهدي عليه السلام در آخرالزمان کرده است . او از « زردشت » چنين نقل مي کند : « خروج مي کند مردي از سرزمين تازيان از ذريه ي هاشم ، مردي با سري بزرگ ، جسمي عظيم ، ساقي بلند ، بر دين جدش ، همراه با لشکري بسيار به ايران روي مي آورد و زمين را آباد مي کند و نيز آن را پر از عدل و داد خواهد کرد » . (6)
در همان کتاب بعد از بشارت به نبوت رسول اکرم صلي الله عليه و اله آمده است: « و از ذريه ي دختر آن پيامبر که به خورشيد عالم و شاه زمان ( شاه زنان ) معروف است ، مردي به حکم يزدان حکومت مي کند که او آخرين خليفه ي آن پيامبر است. حکومت او در وسط عالم يعني مکه است . و دولت او تا روز قيامت متصل خواهد شد ... در آن هنگام تعداد بسياري از افراد خوش نفس و انبياء رجعت خواهند کرد...» . (7)
جهان مطلوب
از خلال اشارات مبهم و کنايه آميز « اوستا» مي توان دريافت که آنان پيوسته براي رسيدن به جهاني مطلوب در کوشش اند و منتظر رسيدن روزي که در آن، همه ي آرزوهاي مشروع برآورده شود و از دشمني ها و نادرستي ها و فريب ها و نيرنگ ها اثري نباشد. « زردشت » خود براي رسيدن به چنين خواستي مي کوشد و از « هرمزد » ياري مي طلبد و از او براي نابودي بدان و ناراستان کمک مي خواهد .
« سوشيانس ها » که پيروان راستين و بر حق اويند نيز چنين هدفي را دارند و مي خواهند دنيايي بسازند که فساد و تباهي در آن نباشد .
در يکي از کتاب هاي مقدس آنان مي خوانيم : « ياران استوت ارت پيروزمند فراز آيند ... خشم خونين سلاح دژفره از پيششان بگريزد ، اشه ( = راستي ) ، دروغ بد دژچهر ( = بدذات ) در خود تاريکي را چيره خواهد شد . خرداد و مراد گرسنگي و تشنگي زشت را چيره شود . اهريمن ناتوان و بدکار بگريزد » . (8) و نيز مي خوانيم : « پس باشد که از آناني باشيم که جهان را نوراني کنيم اي مزدا ! و شما اي اهوره هاي ديگر که حمايت و راستي را بياوريم ، وقتي که انديشه ها آنجا يکي شوند. » (9)
و نيز در جاماسبنامه آمده است : « همانا ( سوشيانس ) - منجي بزرگ - دينش را در تمام سطح عالم ترويج خواهد کرد ، و فقر و تنگدستي را از بين مردم زائل خواهد نمود. و مردم را بر يک عقيده و قول و عمل متفق خواهد کرد »
منبع: کتاب منجي از ديدگاه اديان / برگرفته از سایت سلام شیعه
ادامه مطلب...
نابودی قوم یهود در دوران آخرالزمان(1)

قوم یهود یکی از اقوامی است امام عصر(عج) در دوران آخرالزمان با آنها مواجهه سختی خواهد داشت. البته منظور همه کسانی که یهودی هستند مد نظر نیست بلکه آنانی که از اسلام کینه به دل دارند چرا که در روایات متعددی از ائمه معصومین آمده است که حضرت حجت پس از اعلام ظهور به مانند جد بزرگوارشان پیامبر مکرم اسلام دعوت خود را بر همگان اعلام می دارند و آنان که اندکی از انصاف و راستی در وجود شان باقی باشد به این ندای الهی لبیک خواهند گفت.
مساله انحراف و لجاجت بی خردانه عده ای از قوم یهود در ادوار کهن تاریخ نمونه های بسیاری دارد چرا که آنان در زمان رسالت حضرت موسی (ع) نیز با لجاجت خود آزار فراوانی به ایشان وارد کرده اند. حتی در زمانی که حضرت آنها را به فرمان خداوند از دست ظلم و ستم فرعون با معجزه بزرگ شکافته شدن رود نیل نجات بخشید 40 روز عبادت حضرت موسی(ع)و غیبت ایشان را برنتابیدند و از سامری خواستند خدایی برای آنها بسازد که قابل رویت باشد.
از این رو خداوند در آیات متعددی با بیان این انحراف و کجروی آنها، خبر انحلال آنها را نوید داده است از جمله این آیات آیه نخست سوره بنی اسرائیل است. همچنین آیات 1تا 9 سوره اسراء نیز این خبر را به انسانهای ستم کشیده بشارت می دهد.
خداوند در این سوره پس از بیان مطالبی می فرمایند: وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوّاً كَبِيراً و در آن کتاب به بنی اسرائیل اعلام کردیم که قطعا دو بار در سرزمین فلسطین فساد به پا خواهید کرد و هر بار به سرکشی خواهید زد.(1)
فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْداً مَّفْعُولاً ما نیز هر دو بار از شما انتقام خواهیم گرفت پس چون زمان تحقق وعده انتقام ما به سزای نخستین بار از آن دو سرکشی فرا رسد، بندگانی از خود را که سخت جنگاورند به سوی شما بسیج می کنیم. آنان در میان خانه های شما در می آیند و شما را سرکوب می کنند و این وعده ای انجام شدنی است.(2)
منابع:
1-اسراء/ آیه 4
2--اسراء/ آیه 5
نابودی قوم یهود در دوران آخرالزمان(2)
اولين كيفر قوم يهود به دست مسلمانان در صدر اسلام صورت گرفته و دومين آن به دست حضرت ولي عصر(عج) در آخرالزمان خواهد بود.
برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه هر دو مورد، انجام شده بدين ترتيب كه كيفر فتنه و فساد نخستين بخت النصر و مجازات دومين مرحله فساد و تباهى به دست تيتوس رومى انجام پذيرفته است و بعضى ديگر معتقدند كه هنوز آن دو كيفر رخ نداده است.(1)
این نظر نمی تواند درست باشد چرا که خداوند می فرماید " بندگانی از خود" را به سوی شما می فرستیم و بدیهی است که بخت النصر و تيتوس نمی توانند بندگانی از طرف خدا باشند.
اما نظريه درست اين است كه اولين كيفر در برابر نخستين فساد، در صدر اسلام بدست مسلمانان انجام پذيرفته و آنگاه كه مسلمانان از اسلام فاصله گرفته و دور شدند خداوند يهوديان را بر آنان چيره ساخت، و در اين مرحله نيز براى دومين بار، يهوديان در زمين ايجاد فساد و طغيان نمودند و هرگاه كه مسلمانان دوباره به اسلام روى آورند زمان كيفر دوم فرا رسيده و به دست مسلمانان انجام خواهد شد.
و بر اساس همين تفسير از امامان عليهم السلام رواياتى رسيده از جمله آنكه آن قومى را كه خداوند در مرحله دوم عليه يهوديان برمى انگيزد، حضرت مهدى (ع) و ياران وى اند كه اهل قم مى باشند و هم آنان كه خداوند آنها را قبل از ظهور حضرت قائم (ع) برمى انگيزد، در تفسير عياشى از امام باقر (ع) روايت شده كه حضرت بعد از آن كه آيه شريفه "بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باس شديد" را قرائت نمود، فرمود: مراد از اين آيه حضرت قائم (ع) و ياران اوست كه نيرومند و داراى صلابت مى باشند.
و نيز در تفسير نور الثقلين، از كتاب روضه كافى از امام صادق (ع) نقل شده كه آن حضرت در تفسير آيه شريفه فوق فرمود: خداوند قبل از خروج حضرت قائم، قومى را برانگيزد كه دشمنى از دشمنان آل محمد (ص) را رها ننموده، مگر اينكه او را به هلاكت مى رسانند.
و در كتاب بحارالانوار، از امام صادق (ع) روايت شده كه وقتى اين آيه را قرائت فرمود، عرض كرديم فدايت گرديم آنها چه كسانى هستند؟ امام سه بار فرمود: آنان به خدا سوگند اهل قم، آنان بخدا سوگند اهل قم، آنان بخدا سوگند اهل قم مى باشند. (2)
منابع:
1-عصر ظهور، علی کورانی، ص70
2- بحار ج 60 ص 216.
خبرگزاری شبستان
يكى از اصول مشترك بين تمام اديان الهى و اساطير باستانى اقوام مختلف، بحث منجى موعود و آخرالزمان مىباشد؛ همان كسى كه شيعيان او را مهدى، مسيحيان او را عيسى، زرتشتيان او را سوشيانت و قومهاى ديگر او را با نامهاى ديگر مىخوانند. تمامى منتظران ظهور، به مرحلهاى معتقدند كه يك ضد منجى كه عصاره تمام شرارتهاست و تمامى نيروهاى شيطانى را به همراه خود دارد و مهمترين مانع منجى موعود است، ظهور كند و در نبرد نهايى، ميان اين دو كه جنگى بسيار بزرگ و خونين است، منجى موعود به همراه يارانش، به كمك امدادهاى الهى، بر لشكر شيطان پيروز مىشوند. سربازان و ياران منجى، انسانهايى با ايمان و نيرومند هستند كه خود را از قبل براى چنين روزى آماده كردهاند.
كشيش پت رابرتسون (Pat Robertson)، يكى از رهبران صهيونسيم مسيحى مىگويد: «اكنون آمريكا نماينده خداست در روى زمين؛ براى ظهور مسيح». آرى، به اعتقاد آنان، آمريكا يا لااقل رهبران اين كشور، پيامبران معصومى هستند كه به دنياى پر از گناه فرستاده شدهاند تا جهان را به سرمنزل مقصود برسانند. جرج بوش اول روز 6 مارس 1992م. در نشست مشترك سنا و مجلس نمايندگان كنگره آمريكا (كه بىشباهت به سخنرانى جرج بوش دوم در 20 مارس 2001 نبود)، خطابه معروفى ايراد كرد كه ضمن آن، سياست نظم نوين جهانى را اعلام كرد؛ سياستى كه طبق آن نمىتوان پذيرفت گوشهاى از كره زمين از اصول آمريكايى در مورد آزادىهاى فردى و حكومت دموكراتيك معاف باشد؛ سياستى كه طبق آن، براى پيروزى در جنگ عليه تروريسم بينالمللى، جنگ ايدهها و عقايد بايد راه انداخت. اين نظم نوين جهانى، به قول «فوكوياما» پايان تاريخ اسلام و دريايى فاشيستى براى شناى تروريستهاست و به قول «توماس فردمن» تحليلگر سياسى آمريكايى، اسلام، بزرگترين دشمن غرب است و جنگ با اين دشمن، تنها با ارتش ممكن نيست؛ بلكه بايد در مدارس ،كليساها، مساجد و معابد، به رويارويى با آن پرداخت.
هم اكنون سير محصولات فرهنگى غرب، براى تحقق بخشيدن به آرمان فوق، راهى بازارهاى كشورهاى مسلمان شده است؛ محصولاتى كه پس از استفاده از آنها، شخص از هويت و فرهنگ خود دلزده مىشود و آمريكا را به عنوان امپراتور صالح دنياى جديد مىپذيرد و او را عصاره نيروهاى خير عالم تصور مىكند. يكى از اين محصولات فرهنگى كه بسيار تأثيرگذار است، بازىهاى رايانهاى است كه بيشتر سرمايههاى اجتماعى جهان اسلام را هدف گرفته است.
بيش از دو دهه است كه بازىهاى رايانهاى وارد بازار شدهاند. اولين آنها، بازىهاى شركت آتارى (دستگاه TV GAME)، مانند بازى PONG بود كه تنها شامل دو خط، يك توپ و يك زمين، مانند زمين تنيس بود. پس از آن، بازىهاى ويدئويى، سير تكاملى خود را طى كردند و در اواسط دهه هشتاد، بازىها بيشتر به سمت جنگى (WAR GAME) سوق پيدا كردند كه علت آن هم علاوه بر مسائل فنى، جوّ متشنج اواخر دهه 80 آمريكا بود كه ناشى از جنگ سرد با شوروى و ديگر برنامههاى رئيسجمهور وقت (ريگان) بود.
پس از پايان جنگ سرد و فروپاشى اتحاد جماهير شوروى، ايالات متحده كه خود را بىرقيب در جهان يافت، تصور امپراتورى بر دنيا را در سر پروراند و از هر وسيلهاى براى اثبات و جا انداختن اين هدف استفاده كرده است. بازىهاى رايانهاى، يكى از اين ابزار و وسايل است. در اين بازىها، آمريكا، مدينه فاضله و آرمان شهر و نهايت رفاه، صلح و امنيت معرفى مىشود و نظام فرهنگى آن، تنها سيستمى است كه جهان را از خطرات گوناگون حفظ مىكند. تفكر حاكم بر اين بازىها، نشئت گرفته از منجيان متنوع آخر الزمان است كه داراى ويژگىهاى منحصر به فردى مىباشند.
آخر الزمان تكنولوژيك
در آخر الزمان تكنولوژيكى، رباتها و ساختههاى دست بشر به مرحلهاى از تكامل و هوش مىرسند كه عليه انسانها دست به شورش زده، قصد نابودى نسل بشر را دارند و انسانها نيز توانايى مبازه با آنها را ندارند. در اين زمان، يك منجى شجاع كه داراى قدرت عشق و ايمان است (خصيصهاى كه ماشينها از آن بىبهرهاند)، با آنها به مبارزه بر مىخيزد و پس از نبردهاى طولانى و سخت، نسل بشر را نجات مىدهد؛ مثلاً شما در بازى «ماتريكس» (ENTER THE MATRIX) به همراه يك گروه از آرمان شهرى به نام زايون (ZION)، وظيفه نجات جهان را از دست انساننماها بر عهده مىگيريد و در حين بازى، بايد با شجاعت بىنظير خود، جهان را از دست ماشينهاى ديوصفت نجات دهيد.
آخر الزمان طبيعى
در آخر الزمان طبيعى، طبيعت سر به شورش برمىدارد و بشر را با حربههايى مانند زلزله، گرد باد، طوفان، آتشفشان، سيل و... تهديد مىكند و يا دخالتهاى بىجاى انسان در ساختارهاى ژنتيك، باعث پيدايش غولها و حيوانات ناشناخته عظيمالجثهاى مىشود؛ به عنوان مثال، در بازى «جزيره سايهها»، شما براى نجات بشريت از دست آلن و اوبد مورتون كه پدر خود را كه يك دانشمند ژنتيك بوده، كشتهاند و قصد دارند به وسيله تحقيقات پدرشان بر جهان مسلط شوند، وارد جزيره مىشويد.
آخر الزمان تخيلى
در آخر الزمان تخيلى، موجودات ناشناخته فضايى، زمين و نسل بشريت را به مخاطره انداخته، اين بار يك منجى بسيار دانا، با قدرت ماوراى انسانى به مبارزه با اين موجودات مىپردازد؛ به عنوان مثال، در بازى «سام ماجراجو»، شما به عنوان يك منجى و در نقش سام استون ظاهر مىشويد. سام به خاطر شجاعت فوقالعادهاش در مبارزه با اين موجودات، به اسطورهاى تبديل شده، به كمك ماشين زمان، به گذشته برمىگردد تا جنگ بر عليه اين ياغيان را به نفع بشريت تمام كند.
آخر الزمان اسطورهاى
در آخر الزمان اسطورهاى، يك ضدمنجى از دل افسانهها و اسطورههاى باستانى پا به دنياى ما گذاشته، قصد نابودى بشر را دارد كه در اين حال، يك منجى آگاه به دنياى اسطورهها و مجهز به جادو و سحر، ظهور مىكند و به مبارزه با اين دشمنان مىپردازد؛ مثلاً در بازى «نفرين شدگان»، شما به عنوان يك منجى و در نقش يك دختر يا پسر 15 ساله يك كشاورز، بازى را آغاز مىكنيد. در اين بازى، متجاوزان كراگ، به فرمان يك موجود اهريمنى، در جستوجوى جادو و سحرهايى براى حكمرانى بر تمام دنيا هستند. اين اهريمن، مىخواهد با استفاده از اين جادوها، تمام موجودات خوب دنيا از جمله شما را به اسارت در آورد و شما به عنوان يك ماجراجوى سرسخت، مبارزه با اين شيطان را بر عهده مىگيريد. شما براى اين كار، بايد از جنگلهاى انبوه و ژرف، درههاى خشك، بيابانها، سياهچالهاى مرطوب، گورستانهاى قديمى، كوههاى پر از برف، غارهاى يخى و از عمق غارهاى پر از مواد مذاب عبور كنيد تا از اين فاجعه جلوگيرى كنيد.
يكى ديگر از ايدههاى حاكم بر بازىهاى رايانهاى، جنگ هستهاى است كه از آن با عنوان آرماگدون (armageddon) يا نبرد نهايى حق عليه باطل ياد مىشود كه استفاده از سلاح اتمى در آن، قابل پيشگيرى نيست و ظهور حضرت مسيح، بدون وقوع اين حادثه، ممكن نيست. در بازىهاى مختلف، به اين پديده پرداخته شده است؛ به عنوان مثال، شما در بازى مأمور مخفى 2، در نقش يك جاسوس خبره (كيت آرچر) ظاهر مىشويد كه مىبايد از وقوع جنگ هستهاى و نابودى نسل بشر توسط تروريستها جلوگيرى كنيد.
آخر الزمان دينى
در ميان آخر الزمانهاى مختلف، آخر الزمان دينى، مورد توجه خاص قرار گرفته است. در اين آخرالزمان، انسانهاى شيطانصفت در قالب گروههاى تروريستى و... قصد به دست گرفتن قدرت و نابودى تمامى عناصر پاك و خدايى را دارند و شما به عنوان منجى و در نقش جاسوس خبره و باايمان و يا سربازان ماهر و معتقد (عمدتاً سربازانى از ارتش آمريكا و انگليس) به عنوان پليس صلح جهانى ظاهر شده، به مبارزه با دشمنان بشريت مىپردازيد. حال ممكن است اين دشمن قبلاً در زمين به جنايت پرداخته باشد و شما مجدداً به مبارزه با آن مىپردازيد و يا دشمنانى كه در آينده پا به عرصه جهان خواهند گذاشت. بازىهايى همچون «اسلحه مرگبار»، «گروه ضربت» و «بازگشت به قلعه ولفناشتاين»، از اين قبيل هستند. در بازى اسلحه مرگبار، شما در نقش يك گروه ضدتروريستى، بايد 11 مأموريت مختلف و پرهيجان را پشت سر بگذاريد و در طى عمليات، علاوه بر ناكام گذاشتن تروريستها در فعاليتهايشان، اسناد و مدارك مختلفى را جمعآورى كنيد و به برنامههاى آينده تروريستها پى ببريد. در ضمن بايد گروگانها را نجات دهيد و هر گونه خطا، باعث به خطر افتادن جان گروگانها مىشود. در بازى گروه ضربت، در سال 2008م. به مبارزه با ميهنپرستان افراطى مسكو مىرويد كه قصد آنها، تأسيس مجدد امپراتورى اتحاد جماهير شوروى است. تاجيكستان، اوكراين، بلاروس و ديگر كشورهاى استقلال يافته، يكى پس از ديگرى در شرف پيوستن به اين امپراطورى هستند و شما كماندوهاى دلاورى هستيد كه خود را گروه ضربت مىناميد و يا در بازى معروف بازگشت به قلعه ولفن اشتاين، مجدداً به مبارزه با نازىها مىرويد. در اين بازى، تعدادى از فرماندهان ارشد اس.اس از جمله هيملر (فرمانده كل نيروهاى اس.اس) قصد دارند تا با توسل به تكنولوژى پيشرفته و با استفاده از قدرتهاى مافوق طبيعى، به جنگ عليه بشريت بيايند و شما در نقش مأمورانى از ستاد ضداطلاعات ارتش، بايد از اجراى اهداف فوق جلوگيرى كنيد و جهان را از نابودى نجات دهيد و يا در بازى «call of duty» شما در نقش سربازان انگليسى، آمريكايى و روسى، آموزش مىبينيد و براى مبارزه با آلمانىها به منطقه اعزام مىشويد و پس از طى كردن مراحل مختلف، وارد برلين پايتخت آلمان شده، پرچم آزادى! را بالاى ساختمانها به اهتزاز درمىآوريد.
علاوه بر بازىهاى ذكر شده كه به دشمنان بشريت در گذشته يا آينده پرداخت شده است، غرب سعى دارد سياستهاى تجاوزرانه كنونى خود را در عرصه بينالملل توجيه كند؛ اهدافى همچون مبارزه با تروريسم بينالمللى، مبارزه با گروههاى تروريستى، همچون القاعده و يا مبارزه با ديكتاتورهاى جهان، همچون صدام و... . اين روند، پس از 11 سپتامبر، با شتاب بيشترى پىگيرى شد؛ به عنوان مثال، در بازى نيروى دلتا (DELTA FORCE) شما به عنوان يك گروه ضدتروريستى، مأمور مىشويد تا با تروريستها در هر كجاى دنيا كه از سوى آمريكا معرفى مىشوند، مبارزه كنيد. در قسمتى از اين بازى، شما وقتى وارد اردوگاه تروريستها مىشويد، تصوير شيخ ياسين، رهبر حماس را (كه چندى پيش به دست دولت تروريستى اسراييل به شهادت رسيد) بر ديوار مىبينيد يا در بازى (DELTA FORCE 2)، براى مبارزه با تروريستها وارد خوزستان مىشويد و با تروريستهايى مواجه مىشويد كه با چهرهاى كريه، خشن و بدذات ترسيم شدهاند. آنها لباس عربى بر تن دارند و با صورتهاى نتراشيده، ظاهر مىشوند. از بازىهاى ديگرى كه در اين زمينه مىتوان به آنها اشاره كرد، بازى «جنگ ژنرالها» و «طوفان صحرا» مىباشد.

در جنگ ژنرالها، شما به عنوان سربازان آمريكايى، مأموريت مبارزه و سركوب تروريستها و دشمنان بشريت را داريد. در اين نبرد، شما به عراق براى مبارزه با رژيم صدام مىرويد و يا به افغانستان براى مبارزه با گروه القاعده مىرويد. نكات جالب توجهاى در اين بازى به چشم مىخورد؛ مثلاً در ابتداى بازى، فيلمى پخش مىشود كه هواپيما و هلىكوپترهاى آمريكايى در حال گشتزنى هستند و توسط دشمن مورد حمله قرار مىگيرند و سقوط مىكنند و پس از آن است كه شما وظيفه داريد متجاوزان را سركوب كنيد و اين، نشان مىدهد كه آمريكا هيچگاه اولين گلوله را شليك نمىكند و فقط براى دفاع از خود، دست به تجاوز و حمله مىزند. همچنين در عمليات عراق و افغانستان، به هر نحو ممكن، از نمادها و سمبلهاى اسلامى استفاده شده است و به كسى كه اين بازى را انجام مىدهد، القا مىكند كه اسلام، علت اين خشونتهاست. در عراق، نيروهاى صدام، در جلوى مسجد استقرار دارند و در مزارشريف، منارههاى مسجد ديده مىشود. در هر دو عمليات عراق و افغانستان، بعثىها و گروه القاعده (دشمن) به رنگ سبز نشان داده مىشوند (كلاهها، تانكها، نفربرها و نيروهايى كه نشانه آنها رنگ سبز است) به نظر مىرسد كه اين انتخاب رنگ نيز بدون دليل نيست؛ همانطور كه در بازىهاى قديمىتر كه آمريكا به نبرد با دشمن مىرفت، تروريستها و دشمنان، به رنگ قرمز (نماد شوروى) نشان داده مىشدند.
يكى ديگر از اين بازىها كه شايد بهتر و جذابتر از همه بازىهاى فوق طراحى شده، طوفان صحرا (DESERT STORM) است. داستان اين بازى، مربوط به زمان جنگ خليج فارس و حمله عراق به كويت است كه شما در آن، ابتدا در ارتش آمريكا تمامى دورههاى آموزشى لازم را گذرانده، سپس به عراق اعزام مىشويد و وظيفه داريد مأموريتهاى محوله (در مرز عراق و كويت، داخل كويت، شمال عراق، مرز عربستان و...) را انجام دهيد و اهداف از قبل پيشبينى شده را نابود كنيد؛ اهدافى همچون فرودگاههاى نظامى، سايتهاى موشكى، مراكز رادار، سايتهاى ضدهوايى و...
با مطالب عنوان شده، ديگر نمىتوان به بازىهاى رايانهاى، تنها به عنوان ابزار جذاب براى تفريح و سرگرمى كودكان نگاه كرد؛ بلكه بايد به آنها از ديد دشمنان تفكر اسلامى نگريست و در مقابل، با توليد جانشينهاى مناسب براى اينگونه بازىها - با توجه به عمق منابع ملى و مذهبى - به مبارزه با اين تجاوز پرداخت. آيا زمان آن نرسيده تا با منابع غنى ملى و باستانى ايران، بازىهايى همچون رستم و سهراب توليد شوند و يا با نگاهى به 8 سال دفاع مقدس، بازىهايى با محتواى عملياتها، براى زنده نگه داشتن تاريخ جنگ توليد شوند و يا بازىهايى با عنوان انتفاضه، براى بيان جنايتهاى رژيم غاصب اسراييل و فداكارىهاى مسلمانان آن كشور، توليد و به بازار عرضه شوند؟

(1). (2)
............................................................................
پی نوشت ها
المستدرک، حاکم نیشابوری، جلد2، صفحه615، حاکم سند این داستان را صحیح دانسته است.
وفاء الوفاء، سمهودی، جلد2، صفحه419
غریب الحدیث، ابن قتیبة، جلد1، صفحه 397
اسد الغابة، ابن اثیر، جلد 3، صفحه111، ناشر: دارالکتب العربی، بیروت، لبنان
اضواء علی السنة المحمدیة، ابی ریة، صفحه159
الاستیعاب، ابن عبدالبر، جلد2، صفحه814
شفاء السقام، السبکی، صفحه120
المواهب، قسطلانی، جلد1، صفحه16
شرح المواهب، زرقانی، جلد1، صفحه62
فرقان القرآن، عزامی، صفحه117
الخصائص الکبری، سیوطی، جلد1، صفحه6
الفایق فی غریب الحدیث، زمخشری، جلد3، صفحه 116، ناشر: دارالکتب العلمیة، بیروت، لبنان
تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، جلد26، صفحه363، ناشر: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، بیروت، لبنان
الوافی بالوفیات، صفدی، جلد16، صفحه361، ناشر: دار احیاء التراث، بیروت، لبنان
المغنی، ابن قدامة، جلد2، صفحه295
الشرح الکبیر، ابوالبرکات، جلد2، صفحه295
نیل الاوطار، شوکانی، جلد4، صفحه32
الاصابة، ابن حجر عسقلانی، جلد2، صفحه271
فتح الباری، جلد2، صفحه 413
آنگاه که قانون خوب نیست!!!
آنگاه که سکوت علامت رضایت است!!!
آنگاه که برای رسیدن به قدرت هر وسیله ای توجیه میشود!!!
آنگاه که خون جوابش خون میشود!!!
هنگامی که هیاهو ها چنان بلند است که رهنمود رهبر شنیده نمیشود...هنگامی که رهبری
به امام زمان پناه میبرد...
روزی که مرد هنر به بی هنری متهم می شود و علت خود اوست...
آن هنگام که قرار است آسمان چنان غبار آلود شود که خورشید دیده نشود...
در این هنگام ممکن است که "اکثرهم لا یعقلون" شوند هرچند که در اکثریت نباشند...
در این زمان صدای قهقهه دژخیمان و ابلیسان از کاخ سفید شنیده می شود...
در این روز چشم ناپاک نامحرمان به وطن ما نشانه میرود...

حالا وقت تکبیر است...تکبیری برای لبیک به سید علی...و نه برای خونین کردن خیابان ها...ای
کاش فقط رای گیری ها به کف خیابان کشیده می شد...امروز خون ها در خیابان جاری می
شود...
امروز همه می دانند که وقت مناقشه نیست!!! لکن در تفکرشان کنار کشیدن نوعی کم آوردن
است...
نباید کم آورد حتی به قیمت خون های ریخته شده!!!خونهایی که ریخته خواهد شد!!!

و حتی پایمال شدن خون شهدا!!!
امروز باید به همه نشان دهم که طرفدارهای من از تو بیشتر است!!!و قضاوت با آمریکا و
انگلیس خبیث!!!
امروز همه فریاد "هیهات من الذله"سر میدهند و فارغ از اینکه در ذلتی وصف ناشدنی گرفتار
شده اند...
و آن ذلت چیزی نیست جز اینکه ولایت آمریکا را بر خود قرار دهی و به پدر ملت نه بگویی...
ولی بدانید که روزی ابر ها کنار رفته و خورشید دیده میشود و آن روز شما از خجالت سر بر
نخواهید آورد...
همانطور که شیخ مطرود سر برنیاورد...
یا علی

نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى مردهایى كه به خیابان مىآیند تا لذت ببرند، ذرهاى به تو محل نمىگذارند.
مىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خیابان قدم مىزنید؛ در حالى كه دغدغه این را ندارید كه شاید گوشهاى از زیبایىهاتان، پاك شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیكترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را كنترل كنید؛ زیبایى از دست رفتهتان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران كنید.

شب معراج زنانی از زنان امتم را دیدم که سخت در عذاب بودند.زنی را دیدم که با موی جلوی سر او را به دیوار جهنم آویزان کرده بودندو مغزش از شدت عذاب در حال جوشیدن بود آن زن از امتم بود که موی جلوی سر خود را از نامحرم حفظ نمی کرد. (بحار الانوار. ج 103)
پیامبر گرامی اسلام فرمودند: شب معراج زنانی از زنان امتم را دیدم که سخت در عذاب بودند.زنی را دیدم که دارد گوشت بدن خود را می خورد و از زیرش اتش میزند بیرون. و او زنی بود که بدن خود را برای مردان غیر شوهرش آرایش می کرد وعشوه گری و طنازی می کرد . )بحار الانوار. ج 103)
|
بيلدربرگ سازماني است که توسط صهيونيستها تاسيس شده است. صهيونيست ها تقريباً هر سال يکبار در نشست کاملاً غيررسمي و سري آن رئيسان شرکت هاي بزرگ و محافل مالي عظيم ، صاحب نظران عرصه هاي سياسي، اجتماعي و تبليغاتي را در يک نقطه جمع کرده و پشت درهاي بسته دستور کار سال آينده جهان را تعيين مي کند. |
![]() |
هر تصميمي که در اجلاس بيلدربرگ گرفته مي شود، به دليل نفوذ و تاثيرگذاري بالاي شرکت کنندگان، خود به خود ضمانت اجرايي پيدا مي کند. از اين رو آنگونه که بي بي سي اعتراف کرده است، «بيلدربرگ هدايت گر سياست هاي بين المللي از پشت درهاي بسته » بوده و در نتيجه تمامي جلسات رسمي و علني
ازجمله اجلاس گروه 8 و تصميماتي که در آنها «اعلام مي شود»، فقط يک «نمايش» است.
بيلدربرگ به دنبال ايجاد يک دولت جهاني است. دولتي که اقتصاد و سياست و حتي مذهب آن فقط يک بعد داشته باشد: صهيونيسم.
از عمر بيلدربرگ 58 سال سپري شده و اين بار هتل «نفسيکا آستير» در چند کيلومتري شمال آتن پايتخت يونان ميزبان ميهمانان ويژه خود است. نيم قرن اما براي تشکيل آن «دولت جهاني» فرصت کمي نيست و مي بينيم که خبري هم از آن نيست. اين روزها که پنجاه و هشتمين نشست بيلدربرگ در حال برگزاري است، بي وجه و بي مناسبت نيست که اين سؤال اساسي را مطرح کنيم که چرا بيلدربرگي ها تاکنون موفق به تشکيل دولت واحد جهاني تحت رهبري صهيونيسم نشده اند؟ در اين برهه زماني، بايد پرسيد کساني که انگيزه و داعيه شان از جهانگيري جدا نبود و شايد بهتر آن باشد که بگوئيم عين آن بود، هم اکنون به چه امري مشغولند؟
پايگاه اينترنتي يوناني GR Reporter چندي پيش گزارش داد که بيلدربرگي ها امسال نيز در همان محل برگزاري نشست سال 1993، يعني هتل «نفسيکا آستير»، گردهم خواهند آمد.روز پنجشنبه 24ارديبهشت ماه همزمان با آغاز نشست 2009بيلدربرگ، روزنامه انگليسي تايمز در اقدام بي سابقه اي تصوير صفحه 9 شماره روز هجدهم آوريل 1977 خود را در وب سايت رسمي اين روزنامه قرار داد. در اين نسخه قديمي از تايمز که براي اولين بار در اينترنت منتشر شد، سازمان سري بيلدربرگ معرفي، و خبر نشست آن سال بيلدربرگي ها نيز درج شده است.
تايمز يادداشت جديدي نيز به قلم «روبرت بويز» و «جان کار»، خبرنگاران مستقرش در آتن، به اين نسخه قديمي اضافه کرده و در آن، به نقل از «دنيس هيلي» قائم مقام سابق حزب کارگر انگليس و از اعضاي معروف بيلدربرگ مي نويسد: «اينکه مي گويند ما به دنبال تشکيل دولت جهاني هستيم، کمي مبالغه آميز است، اما نادرست نيست. ما اعضاي بيلدربرگ به اين نتيجه رسيده بوديم که نمي توانيم براي هميشه با يکديگر بجنگيم. بنابراين براي ما يک جامعه واحد جهاني مي توانست چيز خوبي باشد.»
تايمز موضع صريح و قاطعي در مورد نشست آتن نمي گيرد، اما با تفتيش در مورد برنامه کاري اعضاي معروف و شرکت کنندگان احتمالي بيلدربرگ به اين نتيجه مي رسد که،به گفته «الکس اوبرايان» سخنگوي بانک جهاني، «روبرت زوليک» رئيس اين بانک دقيقاً در 24 ارديبهشت براي کار نامعلومي به يونان سفر کرده است. برنامه کاري «تيم گيتنر» وزير خزانه داري آمريکا به طور عجيبي در دو روز آينده خالي است. «جو آکرمن» رئيس بانک هلند قرار است به «جايي در اروپا» سفر کند؛ و «جين کلاد تريچت» رئيس بانک مرکزي اروپا تا پايان هفته برنامه اي ندارد... و اين يعني حضور قطعي اين افراد در هتل نفسيکا آستير آتن.
جالب اينکه روزنامه صهيونيستي هاآرتص نيز در شماره روز پنجشنبه گذشته خود ضمن اشاره به گزارش روزنامه تايمز، خبر اجلاس آتن را تائيد کرد و با کنايه نوشت «شايد نشست امسال توسط برخي رسانه هاي انگليسي پوشش داده شود، اما از روزنامه هاي آمريکايي واشنگتن پست و وال استريت ژورنال انتظار اخبار بيلدربرگ را نداشته باشيد، سران آنها خودشان در جلسات حضور دارند.»
براي آگاهي از دستور کار سال جاري بيلدربرگ، بهترين مرجع «جيم تاکر» خبرنگار جسور نشريه آمريکن فري پرس است که از سال 1975در تعقيب بيلدربرگ بوده است. او امسال نيز به يونان سفر کرده و توانسته به اطلاعات قابل توجهي از دستور کار نشست آتن به دست آورد. وي مي نويسد: «يکي از مهم ترين مباحثي که در اين نشست مطرح مي شود چگونگي بهره برداري از بحران اقتصادي جهاني در جهت اهداف بيلدربرگ است. آنها کشورهاي اروپايي و آمريکاي شمالي را تحت فشار قرار خواهند داد که سياست «حمايت گرايي» را کنار بگذارند. چيزي که سرمايه گذاران بين المللي و سران دولت ها، که از اعضاي ثابت بيلدربرگ به شمار مي روند، بدان وفادارند، نه ملت و کشور خود، که حساب بانکي شان است.»
دانيل استالين ديگر خبرنگاري که به مفتش بيلدربرگ مشهور است، درباره نشست 24 تا 27 ارديبهشت در آتن مي نويسد: «بيلدربرگي ها در حال نمايش يک تصوير غيرواقعي از بهبود وضعيت اقتصادي جهان هستند تا سرمايه گذاران را تحريک کرده وادارشان کنند که دوباره پول هايشان را وارد بازار کنند. هدفشان از اين کار کليد زدن پروژه جديدي است که در ماه هاي آينده رکود اقتصادي ديگري را رقم زده و بسياري را متضرر خواهد کرد.»
براساس اخبار رسيده از منابعي که «استالين» به آنها دسترسي دارد، بيلدربرگ دوباره تلاش خواهد کرد پيمان ليسبون، که از آن به عنوان طرح جايگزين قانون اساسي اتحاديه اروپا ياد مي شود قدم ديگري در راستاي هماهنگي کشورهاي اروپايي برداشته شود. ايرلندي ها سال گذشته به اين پيمان راي منفي دادند و همين امر باعث شد که پروسه«وحدت» در اروپا بار ديگر متوقف شود. اين بار اما بيلدربرگي ها تدارک ويژه اي براي مردم ايرلند ديده اند.
آنها دريافته اند تنها کاري که براي مقابله با مخالفت ايرلندي ها مي توان کرد، اين است که با «دکلان گانلي» در افتاده و وي را براندازند. گانلي رهبر مخالفان پذيرش پيمان ليسبون از سوي ايرلند است و بيلدربرگي ها مي خواهند با انتشار شايعه اي مبني بر وابستگي وي به دلالان اسلحه مرتبط با ارتش آمريکا، کارش را يکسره کنند.
در ميان اين همه اما واقعيتي که نمي توان چشم بر آن بست اين است که اکنون تمام موجوديت غرب، و به خصوص سياست واقتصاد آن، در يک دوره بحراني وارد شده است. دوره اي که در آن روند امور از دست صحنه گردانان پنهان خارج شده و عقربه ساعت در جهت عکس منافع آنها در حال گردش است.
بيلدربرگي ها اگرچه توانسته اند در جاهايي اعمال قدرت کنند وامور را بر وفق مراد خويش رقم زنند، اما هنوز پس از گذشت بيش از نيم قرن نتوانسته اند به هدف اصلي خود، يعني تشکيل دولت واحد جهاني، دست يابند؛ و به گواه شبح سياه گردبادهايي که در افق ديده مي شود، در آينده نيز اگر بناست بيلدربرگي وجود داشته باشد، بايد به نوعي از اعمال نفوذ حداقلي اکتفا کند.
«مارگارت تاچر» نخست وزير سابق انگليس که در دهه 1980 از سوي بيلدربرگ روي کار آورده شده و سپس به دليل حمايت از تماميت ارضي کشورش و اتخاذ مواضع ناسيوناليستي کنار گذارده شد، زماني ضمن افتخار به اينکه سازماني قدرتمند چون بيلدربرگ او را از اريکه قدرت به زير کشيده، پيش بيني کرده بود که سال 2002 ميلادي پايان بيلدربرگ و روياي تشکيل يک دولت واحد جهاني است. تاچر هم اکنون به بيماري آلزايمر گرفتار شده و توان يادآوري خاطراتش را ندارد، اما گويا پيش بيني او به حقيقت پيوسته است.
بررسي دقيق تحولات بين المللي پرده از اين واقعيت به کنار مي نهد که ناسيوناليسم، بزرگترين و جدي ترين دشمن بيلدربرگ، در فرآيندي رو به رشد قرار گرفته و به هر سو که مي نگريم، از آمريکاي لاتين گرفته تا آسيا، ملت ها حاضر به فدا کردن گرايشات ملي خود در برابر تمايلات فراملي نيستند.
لازمه حکومت يک دولت واحد بر جهان، هماهنگي بازوهاي سياسي، اقتصادي و ايدئولوژيک همه کشورها در راستاي اين هدف است. اما همان اتحاديه اروپايي که براساس اسناد منتشر شده ازسوي شبکه پرآوازه خبري بي بي سي، نطفه آن در بيلدربرگ بسته شد، به عنوان سمبلي از ادغام چندين کشور در يک سيستم واحد، به هيچ وجه نتوانسته به اهداف اوليه خود که واحد سازي مواضع کشورهاي عضو در قبال مسائل مختلف است، دست يابد. از دو دستگي بر سر جنگ ادعايي آمريکا با تروريسم گرفته تا نحوه برخورد با پرونده هسته اي ايران، شکاف ميان کشورهاي اروپايي، عميق تر از آن است که بتوان ناديده اش گرفت. در بحبوحه تنش هاي هسته اي و تهديدات و تحريم ها عليه ايران به ناگاه خبرگزاري ها اعلام مي کنند که تنها در سال 2008 مبادلات تجاري ايران و آلمان 5/10 درصد رشد داشته است!
سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) به اذعان روزنامه انگليسي گاردين توسط بيلدربرگ پايه گذاري شد تا پروژه ادغام نظامي- امنيتي کشورهاي دو سوي آتلانتيک را عملي کند، گرچه تا چند سال گذشته توانسته يارگيري کرده و به تعداد اعضاي خود بيفزايد، اما هم اکنون به شدت از اختلافات دروني رنج مي برد. اعضاي اروپايي ناتو با تمام قوا و در اعتراض به سلطه آمريکا بر اين سازمان، در حال نهايي کردن پيمان مستقل دفاعي و امنيتي اروپا به نام ESDP هستند تا راه خود را از واشنگتن جدا کرده و پروژه واحد سازي نيروهاي نظامي و به خدمت گرفتن آنها توسط دولت نامرئي جهان را به محاق ببرند.

براساس اطلاعاتي که تاکر از نشست سال 86 بيلدربرگ به دست آورده بود و بعدها توسط منابع خبري تاييد شد، بيلدربرگ ها قصد داشتند طرح ادغام اقتصادي اروپا و آمريکاي شمالي را نيز عملي کرده و با تعريف واحد پولي به نام آمرو (AMERO) که ترکيبي از معادل انگليسي دو واژه آمريکا و اروپاست، قدم ديگري در راستاي تشکيل دولت واحد جهاني بردارند، اما با شدت گرفتن اختلافات آمريکا-اروپا اين طرح نيز روي کاغذ جا ماند.
بيلدربرگ با تاسي به پروتکل هاي يهود، اساس خود را پنهان کاري قرار داده بود، اما در اين سياست هم توفيقي نيافت. مگر مي شود در روزگاري که بشر خلوت خود را به ناگاه در برابر چشم جهانيان مي بيند، بتوان پشت درهاي بسته بر دنيا حکومت کرد؟!
طرح تشکيل دولت واحد جهاني به رهبري صهيونيسم هم اکنون گرفتار بحران و در پايان راه خود است. مي خواستند، اما نتوانستند و اراده اي فوق اراده آنها چيده هايشان را به هم پيچيد. بيداري ملت ها خواب غرب را پريشان کرد و اينک دين مايه اضطراب آنهاست.
يادمان نمي رود که اسقف اعظم کانتربري انگليس در پاسخ به اين سوال که آيا ممکن است اين کشور براساس قوانين اسلام اداره شود، گفته بود «اين امر اجتناب ناپذير است». جهان در حال حرکت به سمت نظم جديدي است که صحنه گردانان آن کسان ديگري خواهند بود.
نويسنده: سيدياسر جبرائيلي
و اما یک سوال؟؟؟؟؟؟؟؟


جناب آقاي سلحشور من اصلا کاري ندارم که بيست ميليارد مملکت را صرف اين پروژه كردهاي و اصرار داري که شش ميليارد است. و از اينکه خيال مردم را نسبت به يوسف و قصه زيبايش خراب کرده اي ناراحت نيستم.
و به رگ غيرتم برنميخورد که ساق پاي زليخا و گردن زن يوزارسيف پيداست.
و از اين که اردلان به جاي جبرييل بازي ميکند خندهام نميگيرد.
و از اين که خيال ميکني از همه علما و فضلاي قم باسوادتري و ميتواني بفهمي کدام روايت صحيح است و کدام خراب و جواب سبحاني و شيخ حسين و…را با قدرت تمام ميدهي هيچ خيالي ندارم.
و مطمئن باش از اين که هنوز نميداني زبان معيار چيست و گونههاي زباني چيست از تو انتقاد نميکنم.
و تعجب نميکنم وقتي يک برده بيسواد ميگويد: «کاهنان ما را به استعمار کشيده اند و مانع توسعه يافتگي مملکت مصر شدهاند».
و يا مسئول آن دو سيلويي که قرار است هفت سال گندم را نگهداري کنند به کسي ميگويد «نام شما در ليست نيست».
و به من چه که نميداني آن زمان نميگفتند «سوريه» و اهرام مصر بعد از يوسف ساخته شدهاند.
و اصلا به من چه که زليخا جوان شد را از کجا درآوردي.
کسي کاري ندارد که روايت شما توراتي است نه قرآني.
از اين که پرتقال تامسون را جاي ترنج به خورد زيبارويان مصر ميدهي.
و موش پلاستيکي را جاي موش واقعي بازي ميدهي گله ندارم.
من گله نميکنم چون جوابت اين است که اين آقا نماز نميخواند و غرض مرض دارد.
و کاري ندارم که يعقوب از هزار کيلومتري بوي يوسف را ميشنود، ولي از نزديک نميداند کدام يوسف است.
و يوسف يک قسمت عالم الغيب است و يک قسمت هم سلولياش را نميشناسد.
و از اين که يک گله بيست گوسفندي را يازده چوپان ميرانند شگفت زده نيستم.
و از اين که يعقوب يک آدم جاهل و احمق نشان داده شد، نميپرسم در حالي که زليخا عارفي بالله بود که حقايق عرفان را درک کرده بود، ولي يعقوب هنوز اسماعيلش را ذبح نکرده بود.
فقط يک سوال مهم دارم. اين گفتوگوي زير را که در حد اعجاز است، از کجا آوردهاي؟!
يعقوب: آه آنها چيستند. کوهند يا تپه.
يکي از بچههاي يعقوب: نه آنها اهرام مصرند.
يعقوب: اهرام مصر؟
يکي از بچهها: آري اهرام و اينها ساخته دست بشرند.
يعقوب: اوهوم.
بخش خبری 22 (23/1/88) گزارشی از ورزش کشور پاکستان در قسمت خارج از گود، پخش می کند، که به گفته گزارشکر این برنامه(پ.ب)، گزارشی با اطلاعات مفید و نه چندان بد است! ورزشی که در افتخاراتش همین بس که موطن اصلی اش استعمار پیر، انگلستان است.
آیا نسل کشی و پاکسازی قومی این منطقه استراتژیک که با حمایت نیروهای استعماری در حال وقوع است، ارزش گزارش و اطلاع رسانی ندارد؟!چگونه است که در مساله فلسطین (گذشته از این که حمایت از مظلوم و مذمت شمردن کشتار مردمان بی گناه بر هر انسان با وجدان و آزاده ایی لازم است) اطلاع رسانی، حمایت و دفاع همه جانبه از مظلوم را شعار می دهیم، اما حکایت مردمانی که به بهانه نذر روزه براي آزادی خرمشهر تا به امروز توسط یزیدی های پاکستان و طالبان مورد شدیدترین ظلم و ستم قرار گرفته اند و حتی تعرض به زنان باردارشان را جایز شمرده اند، برای ما بی اهمیت می شود!
چرا کشتار محبان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) در این منطقه که ارمغان دخالت استعماریست، ارزش تهیه گزارش ندارد، ولی ورزش سنتی کشورشان که تحفه دیروز استعمار است، سوژه ایی برای پخش گزارش از پر بیننده ترین برنامه خبری کشور می شود.
آیا گروگان گیری و شکنجه شیعیان، مثله کردن مردم مظلوم این منطقه، بریدن اعضای بدن کودکان و تعرض به زنان پاراچنار مساله بی اهمیتی است؟! آیا باید سکوت کرد.
لحظه ایی خود را جای مردم مظلوم این منطقه بگذاریم، چه انتظاری از برادران دینی خود خواهیم داشت؟!
ای کاش اهمیت ارمغان امروز استعمار(کشتار شیعیان) برایمان اهمیتی فراتر از تحفه دیروزشان(بازی کریکت) داشت!!
میرزا آقاملکی
پایگاه فرهنگی ولاء منتظر(عج)
جوان 22 ساله اي به نام ميرزا ابوطالب يزدي، فرزند حاج حسين مهرعلي، در سال 1322هـ . ش. با همسرش، به قصد تشرّف به حج، از راه خرمشهر به كويت رفته و از آنجا با شتر به سرزمين حجاز و مكه حركت مي كنند.
آقاي سپهري اردكاني مؤلّف كتاب «تاريخ اردكان»، كه با همسر مرحوم ابوطالب يزدي در سال 1372هـ . ش. همسفر و در يك كاروان بوده، ماجراي شهادت ابوطالب را به اين شرح از زبان همسر ابوطالب یزدی گزارش كرده است:
در جريان طواف به علّت بيماري، به استفراغ مبتلا گرديد و براى احترام خانه كعبه بلافاصله احرامي ِ خود را جلوي دهان گرفت و در نتيجه احراميش آلوده شد. امّا مانع از كثيف شدن خانه كعبه نگرديد و در اين موقع چند نفر شهادت دادندكه ابوطالب قصد كثيف كردن كعبه را داشته است و ابوطالب بيچاره بازداشت گرديد و سپس در دارالقضاي شرعي محاكمه و به اعدام محكوم شد و در روز دوازدهم ذي الحجّه، كه سالروز به قدرت رسيدن آل سعود است توسط 50 نفر پاسبان ابوطالب را در حالي كه دستبند به دست هايش زده بودند، از مركز پليس خارج و به جلوي بازار صفا و مروه آوردند و در ميان جمعيت مقابل سكوي مجازات قرار دادند. جلاد رسمي دولت سعودي ابوطالب را چهار زانو روي زمين نشاند و بازوان او را بر محوري ثابت بست و سپس به دستش دستبند زد، جمعيت در ميداني كه نزديك دارالقضاي شرعي بود، جمع شده و منتظر اجراي حكم بودند. فرمان قتل به زبان عربي قرائت شد.
سپس جلاد سر به گوش ابوطالب گذارده، آخرين دقايق زندگي را به عربي به او يادآور مي شود و ابوطالب كه تا آن لحظه نه مفهوم محاكمه را فهميده بود و نه از متن حكم كه به زبان عربي قرائت مي شد چيزي مي فهميد، ساكت و آرم نشسته، نگاه به جمعيت دوخته بود، كه ناگاه جلاد با نوك شمشیر فشاري به پشت گردن ابوطالب وارد مي سازد. بر اثر آن خون جاري و ابوطالب از ترس سرش را جلو مي برد و در همين لحظه جلاد با يك ضربه شمشير بزرگي كه در دست داشت، بر گردن او فرود مي آورد. گردن به وضع فجيعي بريده شده ولي استخوان حلق مانع از قطع شدن سر مي شود. امّا بلافاصله شمشير براي بار دوّم به حركت درآمده سر از گردن جدا و روي پاي ابوطالب مي افتد و بنا به گفته همسرش، آخرين كلمه اي كه ابوطالب برزبان آورده، پس از گفتنِ { إِنَّا للهِِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ} اين جمله بود: «آخر شما كار خودتان را كرديد».
بلا فاصله دو اتومبيل در محلّ حاضر مي شود و يكي سرِ جدا شده و بدن را به پزشك قانوني منتقل مي نمايد و ديگري با ريختن شن در صدد از بين بردن آثار جنايت برمي آيد. شيخ علي اصغر يكي از حجّاج ايراني است كه داوطلب به خاك سپردن اين شهيد مي شود. پليس سعودي به شيخ علي اصغر خبر مي دهد كه جنازه براي تحويل حاضر است. وقتي كه به پزشك قانوني مي روند، متوجّه مي شوند كه سرابوطالب را معكوس روي بدن گذارده و دوخته اند.
به شيخ علي اصغر مي گويند 65 ريال سعودي دستمزد بخيه زدن سر به بدن را پرداخت كند تا جسد تحويل واجازه حمل داده شود! شيخ علي اصغر عصباني شده، فرياد مي زند: پول را بايستي كسي بدهد كه فرمان قتل داده است !
بالأخره جسد را تحويل و در قبرستان شهدا دفن مي كنند. خبر شهادت ابوطالب موجي از خشم و ناراحتي را در ميان شيعيان جهان به وجود مي آورد. حضرت آية الله سيّدابوالحسن اصفهاني كه در كربلا مقيم بود واكنش شديد نشان داد و اهالي نجف و كربلا هر يك به طريقي ابراز انزجار خود را از اين عمل نشان دادند و در ايران عزاي عمومي اعلام و در اكثر شهرها مجالس ختم برگزار گرديد و رابطه ايران و سعودي قطع گرديد و مدّت چهار سال دولت ايران از اعزام حجّاج ايراني به مكّه خودداري نمود و در اردكان كه محلّ زندگي ابوطالب بود، موجي از غم و ناراحتي به وجود آمد و خانواده اش كه منتظر بازگشت وي بودند، پس از مطلع شدن از جريان، يك پارچه منقلب گرديدند و دو خواهر وي در مدّت كوتاهي جان خود را از دست دادند و مردم اردكان نيز با برگزاري مراسم ختم و عزاداري، ياد آن شهيد مظلوم را گرامي داشت.
|
متن فتوی حلال بودن خون شیعه توسط ابن جبرین،عالم وهابی... |
...این رافضیان غالبا مشرک هستند و علی بن ابی طالب را دائما در سختی و آسانی حتی در عرفات و طواف و سعی صفا و مروه می خوانند و فرزندان او را امامانشان می خوانند همانطور که بارها از آنان شنیده ایم و این بزرگترین شرک و ارتداد از اسلام است. پس مستحق قتل می باشند...
و آنها با چنین فتاوایی که از کینه شان نسبت به امیرالمومنین بر می خیزد برادران بی گناه ما را میکشند بدون آنکه ذره ای وجدانشان ناراحت شود ...
و قبور ائمه ما را خراب می کنند و با افتخار میگویند که مصادیق شرک را از بین برده ایم...
آنقدر گستاخ شده اند که این کار را راهی منتهی به بهشت می خوانند و با انجام این کار به خدای خود تقرب می جویند.
و هنوز علی خانه نشین است و صدای ناله زهرا را می توان شنید.
و هنوز که هنوز است شیعه علی مظلوم است...
و هنوز می توان صدای هل من ناصر حسین (ع) را شنید...
ادامه مطلب...
مكتب نوظهور صهيونيسم مسيحي
اصول و مباني جريان مبلغان انجيل در آمريكا و انگليس حمايت همه جانبه عقيدتي و سياسي از صهيونيسم مي باشد و آنها اعتقاد دارند كه پيروان كليساي پروتستان براي ظهور دوباره مسيح بايد چند خواسته مسيح را كه در تفاسير انجيل در قرن بيستم به عنوان پيشگويي هاي انجيل بيان شده، عملي نمايند. اين جريان نوظهور در پروتستانتيسم با عنوان«خواسته هاي مسيح» شهرت دارد.
پيروان اين مكتب خود را از مبلغان انجيل مي دانند و اعتقاددارند پيروان اين مكتب مسيحيان دوباره تولد يافته مي باشند كه فقط اينان اهل نجات خواهند بود و ديگران هلاك خواهند شد. از ويژگي هاي ممتاز پيروان اين مكتب اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهيونيسم مي باشد و تعصب اين مسيحيان به صهيونيسم بيش از صهيونيست هاي يهودي مقيم اسرائيل و آمريكا مي باشد. مطابق اعتقادات مكتب فوق به وسيله پروتستان ها حوادثي بايد به وقوع بپيوندد تا مسيح دوباره ظهور نمايد و پيروان اين مكتب وظيفه ديني دارند براي تسريع در عملي شدن اين حوادث كوشش نمايند. حوادثي كه توسط آنها بايد عملي شوند، عبارتنداز:

۱- يهوديان از سراسر جهان بايد به فلسطين آورده شوند و كشور اسرائيل در گستره اي از رودخانه نيل تا رودخانه فرات به وجود آيد و يهودياني كه به اسرائيل مهاجرت نمايند اهل نجات خواهند بود.
۲- يهوديان بايد دو مسجد اقصي و صخره در بيت المقدس را منهدم كنند و به جاي اين دو مسجد مقدس مسلمانان، معبد بزرگ را بنا نمايند (از سال ۱۹۶۷تا به حال دو مسجد اقصي و صخره در بيت المقدس بيش از صدبار مورد حمله يهوديان و مسيحيان صهيونيست قرار گرفته است)
۳- روزي كه يهوديان مسجد اقصي و مسجد صخره در بيت المقدس را منهدم كنند، جنگ نهايي مقدس (آرماگدون) به رهبري آمريكا و انگليس آغاز شده، در اين جنگ جهاني تمام جهان نابود خواهد شد.
۴- روزي كه جنگ آرماگدون آغاز شود، تمامي مسيحيان پيرو اعتقادات «عملي نمودن خواسته هاي مسيح» كه مسيحيان دوباره تولد يافته مي باشند، مسيح را خواهند ديد و توسط يك سفينه عظيم از دنيا به بهشت منتقل مي شوند از آنجا همراه با مسيح نظاره گر نابودي جهان و عذاب سخت در اين جنگ مقدس خواهند بود.
۵- درجنگ آرماگدون زماني كه ضد مسيح (دجال) در حال دستيابي به پيروزي است، مسيح همراه مسيحيان دوباره تولد يافته در جهان ظهور خواهد كرد و ضد مسيح را در پايان اين جنگ مقدس شكست مي دهد و حكومت جهاني خود را مركزيت بيت المقدس برپا خواهد ساخت و معبدي كه به جاي مسجد اقصي و صخره در بيت المقدس- كه توسط مسيحيان و يهوديان قبل از آغاز جنگ آرماگدون ساخته شده- محل حكومت جهاني مسيح خواهد بود .
۶- دولت صهيونيستي اسرائيل با كمك آمريكا و انگليس مسجد اقصي و مسجد صخره در بيت المقدس را نابود خواهد كرد و معبد بزرگ به دست آنان در اين مكان ساخته خواهد شد و اين رسالت مقدس به عهده آنها مي باشد.
۷- اين حادثه پس از سال ۲۰۰۰ ميلادي حتماً اتفاق خواهد افتاد.
۸- قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب و وحشت جامعه آمريكا و اروپا را فرا خواهد گرفت.
۹-قبل از ظهور دوباره مسيح، صلح در جهان هيچ معني ندارد و مسيحيان براي تسريع در ظهور مسيح بايد مقدمات جنگ آرماگدون ونابودي جهان را فراهم نمايند.
رهبران مذهبي فرقه هاي پروتستان در ايالات متحده و انگليس كه به اين مكتب نوظهور «خواسته هاي مسيح» اعتقاد دارند، در دهه ۱۹۹۰ م اعتقادات ياد شده را به شدت در جامعه آمريكا و اروپا تبليغ كرده اند و در ۱۰ سال گذشته در آمريكا در اين زمينه دهها كتاب منتشر شده و فيلم هاي گوناگوني به نمايش درآمده اند . كشيش آمريكايي به نام هال ليندسي كتابي با عنوان « در پبيشگويي هاي انجيل؛ جاي آمريكا كجاست؟» را تأليف كرده كه يكي از پرفروش ترين كتاب هاي سال ۲۰۰۱ در آمريكا به شمار آمده است. در اين كتاب نقش دولت واشنگتن در جنگ آرماگدون بيان شده است. نويسنده در اين كتاب اثبات نموده است كه دولت آمريكا جنگ آرماگدون را رهبري خواهد كرد و مخالفان مسيح در سراسر جهان را كه قبل از آغاز اين جنگ باعث ايجاد رعب و وحشت در جهان شده اند، شكست خواهد داد. در اين جنگ مقدس، دولت انگليس همكار آمريكا خواهد بود. دولت آمريكا در اوج جنگ سرد موشك هاي هسته اي قاره پيماي خود را «شمشير هاي جنگ مقدس» ناميده بود. پيروان اين مكتب در يك دهه گذشته تبليغ كرده اند كه عمليات توفان صحرا عليه عراق در سال ۱۹۹۱ فراهم كردن مقدمه براي جنگ آرماگدون بوده است.
مشروح مطلب را در ادامه مطلب حتما بخوانید
ادامه مطلب...
نقشه جنگ های آخرالزمان
اين اشعار در كتاب تباشير المحرورين از محيالدين ابن عبري (قرن هفتم) نقل شده است:
إذ إتّحد اليهود مع النّصاري
هنگامي كه يهود و نصارا متحد شدند
و طاروا بالحديد علي البروج
بر بالا پرواز كردند با آهنها (هواپيماها)؛
و الضحي المسجد الاقصي اسيرا
و مسجدالاقصي گرفتار شد؛
و صارا الحكم مع ذات الفروج
و زنها حاكم شدند؛
و نار في الخليج لها سعير
آتشي در خليج شعلهور ميشود؛
و حكم بالحجاز مع العلوج
و پادشاهي در حجاز با مردان پست ميشود؛
و في الحرب الكواكب سوف تفني
در جنگ ستارگان زود فاني ميشوند
عوا صمهم مع زيت الخليج
پايتخت آنها با روغن خليج (نفت) فاني ميشود؛
و ياجوج و ماجوج تفانوا
ياجوج و مأجوج فنا (كشته) ميشوند؛
و صاحوا يا بحارالدم هيجي
فرياد ميزنند اي درياهاي خون به هيجان درآييد؛
و قل لاعور الدجال هياء
بگو اي دجال لوچ آماده باش؛
فقدان الاوان الي الخروج
وقت خروجت نزديك شده
در ادامه مطلب میخوانیم:
-
ضد مسيح
-
دو نماينده از سوي خداوند
-
دوران بدبختيهاي بزرگ
-
جنگ نهايي آرمگدون و پايان بدبختي
-
شمارش معكوس براي آخرالزمان (آپوكاليپس)





