آنگاه که قانون خوب نیست!!!
آنگاه که سکوت علامت رضایت است!!!
آنگاه که برای رسیدن به قدرت هر وسیله ای توجیه میشود!!!
آنگاه که خون جوابش خون میشود!!!
هنگامی که هیاهو ها چنان بلند است که رهنمود رهبر شنیده نمیشود...هنگامی که رهبری
به امام زمان پناه میبرد...
روزی که مرد هنر به بی هنری متهم می شود و علت خود اوست...
آن هنگام که قرار است آسمان چنان غبار آلود شود که خورشید دیده نشود...
در این هنگام ممکن است که "اکثرهم لا یعقلون" شوند هرچند که در اکثریت نباشند...
در این زمان صدای قهقهه دژخیمان و ابلیسان از کاخ سفید شنیده می شود...
در این روز چشم ناپاک نامحرمان به وطن ما نشانه میرود...

حالا وقت تکبیر است...تکبیری برای لبیک به سید علی...و نه برای خونین کردن خیابان ها...ای
کاش فقط رای گیری ها به کف خیابان کشیده می شد...امروز خون ها در خیابان جاری می
شود...
امروز همه می دانند که وقت مناقشه نیست!!! لکن در تفکرشان کنار کشیدن نوعی کم آوردن
است...
نباید کم آورد حتی به قیمت خون های ریخته شده!!!خونهایی که ریخته خواهد شد!!!

و حتی پایمال شدن خون شهدا!!!
امروز باید به همه نشان دهم که طرفدارهای من از تو بیشتر است!!!و قضاوت با آمریکا و
انگلیس خبیث!!!
امروز همه فریاد "هیهات من الذله"سر میدهند و فارغ از اینکه در ذلتی وصف ناشدنی گرفتار
شده اند...
و آن ذلت چیزی نیست جز اینکه ولایت آمریکا را بر خود قرار دهی و به پدر ملت نه بگویی...
ولی بدانید که روزی ابر ها کنار رفته و خورشید دیده میشود و آن روز شما از خجالت سر بر
نخواهید آورد...
همانطور که شیخ مطرود سر برنیاورد...
یا علی

